تبليغاتX
باز هم سپیدیت مرا جادو کرد - makke

باز هم سپیدیت مرا جادو کرد

دلگیریم شاید هم دلتنگ!دلگیر از این آدمکها و دلتنگ خدا جونمان !بعضی وقتها آنی که حادث می شود با آنی که می خواستی حادث شود بسی متفاوت است!!بعضی وقتها حرفی  گفته می شود بی منظور اما فتنه ها به پا می شود!!بعضی وقت ها به وجود روح ایمان می آوریم!!

مغازه میوه فروشی روبه روی دانشگاه ماهی قرمز آورده!!باورمان نمی شود!!ماهی قرمز به ما می گوید در این دایره زندگی با این همه چرخیدن باز هم سر جای اولی!!یک نخ موی سفید بر سرمان روییده و این معانی متفاوتی دارد!!از دیدگاه علما!!این موی سفید نوید ترشیدگیست!!! اما از دیدگاه فلاسفه نوید آزادیست!!

ایمان داریم دوران مجردی بهترین دوران بودن یک دختر است!!ایمان داریم آن حلقه که در انگشت دست چپ می رود  حلقه ی بردگیست!اصلا یکی نیست به ما بگوید به تو چه!!به گونه ای از تاهل بد می گوییم که گویی بین هزار و یک خواستگار قد و نیم قد درگیر یک انتخابیم!!! 

موهایمان را اتو کشیدیم اما هر چیزی جنبه می خواهد!!خدا خر را شناخت!!!بس که گردنمان را تکان دادیم تا موهایمان بریزد روی صورتمان گردنمان قفل کرد!!همان موهای فر فری را ارج می نهیم!دلمان چاقو ی زنجان می خواهد...از این ضامن دارها!!اسپری فلفل هم بد نیست!برویم در دلبان و خواهران و برادران را نابود کنیم!

+دلمان  آشتی می خواهد...با قاهری...با پریا...با مامان...با بعضی ها ...با خیلی ها...

++کاش زندگی دکمه بازگشت داشت...شاید هرگز عروسکمان را از کیفمان بیرون نمی آوردیم!!اما چیزی با نام پشیمانی در وجود ما وجود ندارد!!اگر اتفاقات امروز نباشد فردا مادربزرگ خوبی نخواهیم شد!!(گرچه شاید اگر از حوادث دانشگاه برای نوه هایمان سخن بگوییم نسبت خود را با ما انکار کنند!!)

+++خوب سرکلاس  اعتماد اگر این همه جواب استاد را نمی داد و هوش و ذکاوتش را به رخ ما نمی کشید ما هم ساکت می ماندیم!!دلمان می خواست ما هم از توانایی هایمان بگوییم!(۳ساعت حرف زدن بی تنفس!!از حرفی ساده برداشتی بد داشتن در ده دقیقه!ترساندن هم اتاقیمان مریم در سه ترم!اسکل کردن افراد خود شیفته در یک ترم!!خنداندنه افراد با روابط عمومی بالا سر کلاس تربیت بدنی در یک ساعت!!پختن ماکارونی در بیست دقیقه!!!خیس کردن هم اتاقی با یک قابلمه!!و بسیاری توانایی های دیگر که کسی آن ها را نمی بیند و خواهیم دانست گمنام خواهیم رفت!)

++++از دستپخت تبریزی ها بیزاریم!

 

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387 19:29 توسط آرزو |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387



پیوندها

کلاغ سفید
جناب استاد
! میم!
از بساط هر شبه
سایه
دخترک اورجینال
رندالشعرا
نگاه ها
دست نوشته های من
روزنامه نگار
کامران نجف زاده
هیچ
فروغ فرخ زاد
حسین پناهی
سهراب سپهری
صادق هدایت
علی شریعتی
انجمن ادبی
شمیم شب
نرده ها
جنسان
از کجای سیاه بنویسم؟
کودکان فردا
ماهیچ ما نگاه
باغ بی برگی من...(مژگان جون)
پری جذامی
حرف هایی که گوشی یافت نکرد
علی خاله!
نا نوشته های یک من!
خیال که خیس نمیشه
ساز خدا
بهونه
شوهرخواهر
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin