تبليغاتX
باز هم سپیدیت مرا جادو کرد - Anguish

باز هم سپیدیت مرا جادو کرد

 

این روزها دلم برای کسی تنگ می شود

بی آنکه مست کنم...سرم منگ می شود

 

این روزها عجیب گرفتار عادتم...

لحظه فریب وثانیه نیرنگ می شود

 

دیگر دلم برای دلت پر نمی زند

آن دل که بردی اش دگر از سنگ می شود!!

 

رفتی؟! چه بهتر از این هست در جهان!!

هرگز گمان مبر که دلم تنگ می شود!!!!

 

عکسی نمانده تا به رخت بنگرم...چه زود

بی دیدنت نمای تو بی رنگ می شود!

 

اینجا خوشم میان همین ترک و فارس ها

اینجا دلم برای خدا تنگ می شود....

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387 11:14 توسط آرزو |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387



پیوندها

کلاغ سفید
جناب استاد
! میم!
از بساط هر شبه
سایه
دخترک اورجینال
رندالشعرا
نگاه ها
دست نوشته های من
روزنامه نگار
کامران نجف زاده
هیچ
فروغ فرخ زاد
حسین پناهی
سهراب سپهری
صادق هدایت
علی شریعتی
انجمن ادبی
شمیم شب
نرده ها
جنسان
از کجای سیاه بنویسم؟
کودکان فردا
ماهیچ ما نگاه
باغ بی برگی من...(مژگان جون)
پری جذامی
حرف هایی که گوشی یافت نکرد
علی خاله!
نا نوشته های یک من!
خیال که خیس نمیشه
ساز خدا
بهونه
شوهرخواهر
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin