تبليغاتX
باز هم سپیدیت مرا جادو کرد

باز هم سپیدیت مرا جادو کرد

تازه فهمیدیم آدمک های دور و برمان (البته ۹۰در صد نه بیشترشان!!)مانند بادکنک می مانند!!!هر کدام هم سایز مخصوص به خود را دارند!!کوچک...بزرگ...متوسط...حتی بعضی ها مثل این بادکنک شانسی ها خیلی خیلی بزرگ اند!!اما پایین خره!!ببخشید! بالاخره!!هر کدام گنجایش حد مشخصی از هوا را دارند!!هوایی که از ریه های سادگی ما یا بهتر بگوییم!خریت های همیشگی ما دمیده میگردد و آنها را باد می کند!!باد می کند...باد می کند...تا حد انفجار!!!بی جنبه باشند می ترکند...این روزها تنها صدایی که می شنویم صدای ترکیدن اطرافیانمان است!!بومب!بومب!!افسوس که گنجایش گنجاندن ما و افکار کودکانه یمان را نداشتند...

+"مخفی سازی متن در تصویر" عنوان پروژه این تر م ماست...و ما هم از بیخ و بن عربیم باز!!!

++دلمان برای آرزوی آن زمان ها تنگولیده...

+++اگر پول بود...خیلی ها بودند...خیلی ها هم نه!!

++++کاش می شد اندوه گاه و بی گاهمان را پشت این خنده ها ی نا گاه! پنهان کنیم!!

+++++عاطفه...بی خیال خیلی ها...بی خیال بعضی ها...(!!!!!!!!!!!!)

++++++شوفاژ + پنکه !!!این جا تبریز است!دونت واری!!!

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388 18:36 توسط آرزو |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

دی 1388

آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387



پیوندها

کلاغ سفید
جناب استاد
! میم!
از بساط هر شبه
سایه
دخترک اورجینال
رندالشعرا
نگاه ها
دست نوشته های من
روزنامه نگار
کامران نجف زاده
هیچ
فروغ فرخ زاد
حسین پناهی
سهراب سپهری
صادق هدایت
علی شریعتی
انجمن ادبی
شمیم شب
نرده ها
جنسان
از کجای سیاه بنویسم؟
کودکان فردا
ماهیچ ما نگاه
باغ بی برگی من...(مژگان جون)
پری جذامی
حرف هایی که گوشی یافت نکرد
علی خاله!
نا نوشته های یک من!
خیال که خیس نمیشه
ساز خدا
بهونه
شوهرخواهر
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin