تبليغاتX
باز هم سپیدیت مرا جادو کرد

باز هم سپیدیت مرا جادو کرد

دوباره تبریز...دوباره خوابگاه یک...دوباره اتاق شش...دلمان تنگ بود برای تنهایی هایمان...بین درسهای این ترم!یعنی بین الکترونیک و معماری و طراحی الگوریتم و پایگاه و نظریه زبان ها و ماشین ها (با اعتماد عزیزمان)و چه و چه و چه!!تنها از الکترونیک خوشمان می آید و بس!بقیه درسها حکم لا لایی دارند برایمان!!تحمل قاهری با آن همه چین برایم دشوار است!!حتی جورابش هم چین دار بود!!!!!!با آن رنگ رژ لبش می خواهد چه را به که ثابت کند؟

روز حذف و اضافه!!هر ۲ثانیه یک بار با ساوالان برخورد داشتیم!!انگار میخواست کلیپ پر کند!!با آن پیراهن سفید و دخترانه اش!!

از شیوه ارائه می ترسیم!!درست است دلمان خوش است که کسی هست...اما شکرال شوخی ندارد!

+تنها شباهت ما این بود که با هم تفاوت داشتیم !!

++ناتاناییل دختر عموت پزشکی شیراز قبول شده!!!ایووووووووووول

+++فرار کردی یا فراریت دادن؟؟!!

++++عاطفه تو خیلی صبور بودی!!!

+++++۲۳۰۰

++++++کم کم شباهت های بیشتری با سیب زمینی پیدا می کنی!

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 12:28 توسط آرزو |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

دی 1388

آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387



پیوندها

کلاغ سفید
جناب استاد
! میم!
از بساط هر شبه
سایه
دخترک اورجینال
رندالشعرا
نگاه ها
دست نوشته های من
روزنامه نگار
کامران نجف زاده
هیچ
فروغ فرخ زاد
حسین پناهی
سهراب سپهری
صادق هدایت
علی شریعتی
انجمن ادبی
شمیم شب
نرده ها
جنسان
از کجای سیاه بنویسم؟
کودکان فردا
ماهیچ ما نگاه
باغ بی برگی من...(مژگان جون)
پری جذامی
حرف هایی که گوشی یافت نکرد
علی خاله!
نا نوشته های یک من!
خیال که خیس نمیشه
ساز خدا
بهونه
شوهرخواهر
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin