|
کاش دل آدمها از پس نگاهشان پیدا بود...خسته ایم از این که خیره در چشمان آدمک هایی شویم که در پس محبت های گا ه و بی گاهشان طناب دار تو را می بافند...دلمان از دلبان ...از خوابگاه 4...از آدمک هایش گرفته...دنیا پر از قاهری ها شده!دلمان می خواهد توضیح دهیم...اما گوشی نیست تا بشنود...همه چیز از یک بازی بچه گانه شروع شد...اما آدم بزرگ ها همیشه بازی کودکانه ی ما را خراب کرده اند...دیروز وقتی داشتیم با خدا حرف می زدیم اشک هایما ن ناخواسته سرازیر شد و خدا دوباره به حماقت ما خندید...دیروز بسی گریستیم...یادمان رفته بود دنیا خیلی وقت است پر شده از بی وجدان ها....خنده ها ی کودکانه یمان را به نگاه هایی لبریز از انتقام فروختیم!آن هم به بهایی نا چیز...داریم کم کم ایمان می آوریم که زندگی چیزی نیست جز گسترش نسل مفلوک خویشتن!!به قول دوستی انصراف یعنی شکست!!اما دلمان انصراف می خواهد...انصراف از ادامه ی امروز! +برای هدیه ی ولنتاین هر چه فحش بلدیم روانه ی روح خیلی ها می کنیم...باشد که مقبول افتد... ++یک سال گذشت....دلگیرم از این شهر سرد.... +++عباس کیارستمی:بر زبانم جاری شد...آنچه نمی باید گفت...پایم کشیده شد...جایی که نمی باید رفت! + نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387 17:40 توسط آرزو |
این روزها دلم برای کسی تنگ می شود بی آنکه مست کنم...سرم منگ می شود این روزها عجیب گرفتار عادتم... لحظه فریب وثانیه نیرنگ می شود دیگر دلم برای دلت پر نمی زند آن دل که بردی اش دگر از سنگ می شود!! رفتی؟! چه بهتر از این هست در جهان!! هرگز گمان مبر که دلم تنگ می شود!!!! عکسی نمانده تا به رخت بنگرم...چه زود بی دیدنت نمای تو بی رنگ می شود! اینجا خوشم میان همین ترک و فارس ها اینجا دلم برای خدا تنگ می شود.... + نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387 11:14 توسط آرزو |
|