تبليغاتX
باز هم سپیدیت مرا جادو کرد

باز هم سپیدیت مرا جادو کرد

تمام حر ف ها دروغ

تمام نگاه ها فریب

تمام افق ها بی فردا

بی چاره چشمانم که به دنبال نفس هایت هزار و یک شب گریست...

از دستان سردت تا خدا

فاصله ایست به وسعت تمام نداشتن هایم...

 

+چند شب پیش تو یه فیلم شنیدم که یارو می گفت:زندگی اون لحظه هایی نیست که نفس می کشی!!بلکه اون لحظه هاییه که نفستو بند میاره!!!!

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387 13:34 توسط آرزو |


برای تو می نویسم

تویی که ازحضورت جز

چهره ای مات با خطوطی مبهم

چشمانی باز وبی مردمک

و دستانی منجمد

چیزی در خاطرم نیست

 

برای تو می نویسم

با شک

با تردید

با بودنی که ایمانم را به مبارزه می طلبد

دوباره لحظه هایم میدان نبردی نابرابرند

پای افکارم را با طناب نگاهت بستی

دستانت را پرده ی چشمانم کردی

حال

می دوم...می بینم...

اما شل...اما کور...

تمام امروزم را زیر باران شستم

موهایم را می بافم تا نسیم را به سخره بگیرم...

بی تو روزهایم مثل دیروزند و شبیه فرداها...

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387 10:55 توسط آرزو |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آذر 1388

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387



پیوندها

کلاغ سفید
جناب استاد
! میم!
از بساط هر شبه
سایه
دخترک اورجینال
رندالشعرا
نگاه ها
دست نوشته های من
روزنامه نگار
کامران نجف زاده
هیچ
فروغ فرخ زاد
حسین پناهی
سهراب سپهری
صادق هدایت
علی شریعتی
انجمن ادبی
شمیم شب
نرده ها
جنسان
از کجای سیاه بنویسم؟
کودکان فردا
ماهیچ ما نگاه
باغ بی برگی من...(مژگان جون)
پری جذامی
حرف هایی که گوشی یافت نکرد
علی خاله!
نا نوشته های یک من!
خیال که خیس نمیشه
ساز خدا
بهونه
شوهرخواهر
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin